محسن عباس نژاد
117
قرآن و طب ( فارسى )
از اين آيهى شريفه ، به خوبى مىتوان نكات زير را فهميد : 1 - اهميت مسألهى ارتضاع و شيردهى ؛ 2 - اهميت و نقش مادر يا دايهى فرزند ، در سلامت جسمانى و روحانى و يا اخلاقى فرزند ؛ 3 - توجه به طول مدت و دورهى تكميلى ارتضاع ؛ 4 - ايجاد فضاى روانى سالم براى مادر ، در دورهى شيردهى از سوى ساير افراد خانواده ، بهويژه پدر ؛ 5 - تأمين نمودن مادر از نظر تغذيهى سالم و كافى در طى دوران شيردهى ؛ 6 - انقطاع شيردهى پيش از دورهى مربوط ، به يك مشاورهى خانوادگى و روانشناسانه ( و طبى ) نياز دارد ؛ 7 - رعايت مسألهى تقوا و خدامحورى در مسألهى ارتضاع كودك بدون پاداش و مزد در نزد خداوند نخواهد بود ؛ 8 - فرزند سالم و صالح و مفيد براى اجتماع ، مىتواند نتيجهى يك شيردهى مؤثر و مدون بر مبناى اصول دينى و علمى باشد . وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ « 1 » « ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند ، مادرش او را با ناراحتى حمل مىكند و با ناراحتى بر زمين مىگذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سى ماه است . » در اين آيه ، مجموع دوران حمل و شيردهى مادر ، 30 ماه ذكر شده است اين مطلب مىتواند تفسيرهاى مختلفى داشته باشد . يك تعبير اين است ، كه هرچه قدر از مدت باردارى مادر كاسته شود ، بايد آن را بر زمان شيردهى كودك افزود ؛ به نحوى كه مجموع اين دو برنامه 30 ماه تمام را شامل شود . ازاينرو گفته اند كه اگر دوران باردارى زن 9 ماه باشد ، بايد 21 ماه فرزندش را شير دهد و اگر نوزاد نارس و شش ماه باشد ، بايد 24 ماه از مادر شير بخورد تا كوتاهى زندگى داخل رحمى نوزاد با برخوردارى طولانىتر وى در دوران شيرخوارگى ، جبران شود . شايد تعبير ديگر اين اختلاف مدت در آيههاى ذكر شده ، ( در مورد شيردهى 24 و 30 ماه ) توجه قرآن كريم را به محدودههاى طبيعى و اختلاف بين توانمندى و تفاوتهاى ساختمانى افراد بشر نشان دهد ؛ چون هيچوقت براى افراد مختلف ارقام جسمانى يكسان وجود نداشته و مطرح نخواهد شد و هميشه معيارهاى قابل سنجش عددى را در انسان ، به صورت محدودههاى مشخص و قابل انعطاف مىبينيم ؛ چون اعمال و رفتار همهى انسانها را نمىتوان با يك خط قاطع رياضى محدود و تعيين نمود ، كه وجود اين تعبير و اختلاف خود از جمله زيباييهاى طبيعت و الطاف خلقت است . « 2 » وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ « 3 » « و ما به انسان دربارهى پدر و مادرش سفارش كرديم . به خصوص مادرش او را با ناتوانى حمل كرد ( به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازهاى را متحمّل مىشد ) و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مىيابد ( آرى به او توصيه كردم ) كه براى من و براى پدر و مادرت شكر بجا آور كه بازگشت ( همهى شما ) به سوى من است . » . . . وَ إِنْ كُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى « 4 » « و دربارهى
--> ( 1 ) . احقاف / 15 . ( 2 ) . تغذيه در قرآن ، ص 127 و 128 . ( 3 ) . لقمان / 14 . ( 4 ) . طلاق / 6 .